طرح مبارزه با اعتیاد و مواد مخدر در روستا

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام خدمت هم روستائیان عزیز همانطور که به خاطر دارید تقریبا خرداد ماه سال نود بود به ابتکار شورای اسلامی و دهیار و امام جمعه محترم طرحی با عنوان مبارزه با خرید و فروش یا مصرف مواد مخدر در روستا انجام شد که جای بسیار امیدواری داشت ولی به دلیل برخی سنگ اندازی ها این طرح نیمه کاره رها شد هدف این طرح جلوگیری از ورود برخی افراد از اطراف به روستا که اقدام به اغفال جوانان روستا می کردند و همچنین اشنائی جوانان و خانواده ها با انواع مواد مخدر چگونگی مراقبت از فرزندان در مقابل این پدیده شوم و برخورد با چند خانواده انگشت شماری بود که معضلی برای تمامی اهالی روستا بودند مردم مومن روستا به همراه شورا تلاشهای فراوانی انجام دادند ولی متاسفانه این طرح یک هدف بلند مدت را دنبال نمی کرد و هدف کوتاه مدتی داشت و مشکل دیگر کارهای  افراطی که برخی افراد در این گروه انجام می دادند باعث شد طرح تا حدودی نا موفق باشد البته اگر یک برنامه درست و حسابی از قبل طراحی می شد و نیرو ها کاملا اموزش دیده و سازمان یافته وارد عمل می شدند مطمئنا نتیجه بهتری می گرفتیم ولی باز این اتحاد و اقدام که مسئولین روستا به انجام رساندند برای شروع بسیار خوب بود و امیداوریم با توجه به اینکه هم اکنون فعالیت های مشکوکی از همان عده معدود خانواده ها به چشم می خورد و احتمالا کارهای سابق خود را از سر گرفته اند مسئولین روستا دوباره ولی اینبار با قدرت بیشتر وارد عمل شوند تا این پدیده شوم را از روستا این دفعه واقعا ریشه کن کنیم.

امیدوارم روزی برسد و مردم مومن و خداجوی روستا بدون هیچ جانبداری از یرخی افراد به کمک شورا ودهیاری این پدیده شوم را از روستا ریشه کن کرده و زندگی سالم برای خود و نسلهای بعدی رقم بزنند.

با تشکر

نوشته شده توسط

س. الف


طبقه بندي مواداعتياد آور

طبقه بندي مواداعتياد آور

مواد مخدر را به اعتبارات متعددي مي توان طبقه بندي كرد. مثلا اگر آنها را به طبيعي، نيمه مصنوعي و مصنوعي گروه بندي كنيم، يا از نظر تاريخ كشت يا آشنايي بشر با آنها، كشف و ساخت دسته بندي كنيم، يا در دو گروه، يعني گروه مواد مخدري كه مصرف پزشكي دارد. يا گروه مواد مخدري كه مصرف پزشكي ندارد، دسته بندي شوند، همه درست بوده، ولي در عين حال هيچيك طبقه بندي يا تعريفي جامع و مانع نمي باشند. اگر چه متخصصيــن، طبقه بندي هايي از جنبه هاي علمي و تجربي ارائه داده اند ولي بهترين نوع گروه بندي از طرف سازمان بهداشت جهاني به عمل آمده كه طبقه بندي مواد از جهت تاثير آنها بر انسان است . این طبقه بندی به صورت زیر می باشد:

 □  توهم زاها (Hallucinations)

 □  كانابيس يا شيره گياه شاهدانه (CANNABIS)

 □  مواد مخدر

 □  سستي زاها (مسكنها – خواب آورها)

   آرام بخش ها

 □  چسب و مواد فرار (مواد استنشاقي)

 □  محرك ها

 □  الكل ، توتون و قهوه = (Neglected Invisible Drugs)

مطلبی از خانم شهین جان ابادی

خانم شهین جان ابادی از مدیران مدرسه ابتدائی در سالیان قبل بودند که در اینجا مطلبی از ایشان که در روزنامه کیهان به چاپ رسیده را برای شما عزیزان قرار می دهم

مدرسه مثل بهشت بود

شهين جان آبادي، اروميه
يادش به خير! انگار همين چند سال پيش بود كه براي رفتن به «گجين» صبح زود بلند شديم و رفتيم ترمينال روستا. اي كاش مي شد كاري كرد كه برگشت به گذشته ممكن بشود تا كسي دوباره «اي كاش» نگويد! گفتم، گجين، يك روستاي كوچك در هفت كيلومتري اروميه. اواسط سال 64 بود كه من آنجا معلم بودم؛ البته سمت اصلي من مدير بود. زماني بود كه بچه ها را بايد براي جشن تكليف آماده مي كرديم. اكثر بچه ها در جنب وجوش بودند. همه شاد و در عين حال مضطرب بودند. يكي مي گفت: «نماز چند ركعته؟» ديگري مي گفت: «خانم نماز را چه جوري بخونيم؟» اما سوال اكثر بچه ها اين بود كه: «خانم، چادرنماز ما چه جوري باشه؟ چه رنگي باشه؟» خلاصه، همه ي بچه ها در پي يافتن جواب سوالات خودشان بودند و ما در پي آماده كردن بچه ها و مدرسه.
من به تمام معلم ها سفارش كرده بودم كه نماز را خوب به بچه ها ياد بدهند. زمان جشن تكليف نزديك مي شد و ما در حال تزيين مدرسه بوديم. خانواده ي بچه ها هم كمك زيادي كردند. به ويژه، پدر يكي از بچه ها كه نجار بود با ساختن محراب جديد، زيبايي بيش تري به جشن بخشيده بود؛ چون محراب قديمي مدرسه به مرور زمان فرسوده و شكسته شده بود.
باباي مدرسه هم خيلي فعال بود. يادم مي آيد در يك روز چند بار با ژيان خودش به شهر رفت و وسايل مورد نياز ما را تهيه كرد. خلاصه، يك روستا در فعاليت بود تا جشن تكليف خوب برگزار شود.
يك يا دو هفته مانده به جشن بود كه مادر سميه، يكي از بچه ها به مدرسه آمد و گفت: «سميه جان بيمار شده و بايد استراحت كند.» نمي دانم چه احساسي بود كه مي گفت بروم و به سميه سر بزنم، اما كار زياد يا همان بهانه ي كليشه اي قانع كننده خودمان و نه مردم، اجازه به من نمي داد.
چند روز بعد كه در دفتر مدرسه در حال مرتب كردن نامه ها بودم، متوجه شدم كه سميه جلوي در ايستاده است. آنقدر آرام و بي صدا آمده بود كه من متوجه نشده بودم. وقتي سميه متوجه شد كه من ديدمش، گفت: «خانم اجازه!» گفتم: «بگو دخترم.» گفت: «خانم مدير، چند سوال دارم.» گفتم: «بگو دخترم.» گفت: «خانم، مي شه آدم بدون جشن تكليف هم نماز براش واجب بشه؟» گفتم: «آره دخترم.» راستش چون فكر مي كردم كه به خاطر بيماري كه داشت ناراحت است. بعد پرسيد: «خانم، چه لباسي براي جشن لازمه؟» گفتم: «يك چادر سفيد گلدار و اگر خواستي يك تاج قشنگ.»
چشم هاي سميه پر اشك شد و رفت. اما چند لحظه بعد برگشت و پرسيد: «خانم، مي شه بدون چادر هم توي جشن شركت كرد؟»
برق از سرم پريد، دنيام سياه شد، اما خودم را جمع كردم و گفتم: «عزيزم، الان كار دارم، برو بعدا بيا!» چون نمي توانستم جواب سوال به اين آساني را بدهم. از يك طرف چشمم پر از اشك بود و از طرف ديگر دلم پر خون.
سميه رفت، اما من مي دانستم روح اين دختر براي جشن پر مي كشد، ولي به خاطر نداشتن يك قطعه پارچه ي سفيد و گلدار كه عروسكي مثل سميه را تبديل به فرشته مي كرد، نمي تواند توي جشن شركت بكند.
وقتي سميه رفت. آقاي صالحي وارد دفتر من شد اما با چشم هاي قرمز. وقتي سميه در حال پرسيدن سوالات خودش بود، او در حال جارو كشيدن راهرو بود و حرف هايش را شنيده بود.

ادامه نوشته

گزارش تصویری پیگیری مشکلات روستای گجین و کوی آزالیا

جواد جهانگیرزاده روز شنبه با حضور در دفتر فنی استانداری آذربایجان غربی پیگیر مشکلات و دغدغه های اهالی روستای گجین و محله کوی آزالیا و کوی فرهنگ شد.
در این دیدار اعضای شورای اسلامی روستای گجین و دهیار آن و همچنین نمایندگان اهالی محله های مذکور حضور داشتند.
نماینده مردم ارومیه در این دیدار به لزوم حل مشکلات اهالی تاکید کرد و همچنین مهندس محمودی معاونت عمرانی استاندار آذربایجان غربی قول مساعد خود را مبنی بر پیگیری و حل مشکلات این مناطق بیان داشتند.



رویای کتابخانه روستایی

یکی از رؤیاهای من ایجاد یک کتابخانه در  روستا است، روستایی که قابلیت های رشد فراوانی دارد .دارای مدرسه ابتدایی و راهنمایی است، اما افسوس و صد افسوس که یک کتابخانه ندارد و کسی نیز پیگیر این امر نیک و پسندیده نیست. یک کتابخانه، در یک روستا، روستایی دور از هیاهوی شهر، برای کودکانی که چشم به آینده دوخته اند، آینده ای مبهم.. با جستجو در اینترنت متوجه میشویم در کشور  ما ایران روستاهای زیادی هستند دارای کتابخانه هستند و دانش اموزان و علاقه مندان به امر کتاب خوانی از این نعمت استفاده می کنند و در جهت رشدو شکوفائی خانواده روستا و شهر و کشور خود تلاش می کنند کودکان و نوجوانانی که حق دسترسی به دانش دارند.این نوع کتابخانه با ارائه ‌ی خدمات با هدف پرورش فکر و افزایش مهارت روستاییان و روستایاران تشکیل می شوند. کتابخانه های روستایی با ارائه خدمات عمومی و جنبی، گذران اوقات فراغت و سرگرمی فکری روستاییان را ممکن می ‌سازد و با تأمین منابع، در توسعه‌ ی پایدار کشاورزی و عمران روستایی نقش پشتیبان اطلاعاتی را ایفا می ‌کند. به این‌ ترتیب، در تمام طرح‌ ها و پروژه‌ های روستایی و کشاورزی، جایگاه ویژه ای دارد. به عبارتی، پایگاه و مرکز گردآوری و پخش اطلاعات روستا، کتابخانه‌ ی روستایی است. نقش دیگر کتابخانه‌ ی روستایی، پشتیبانی از سواد آموزی و یادگیری مداوم است.بنده در اینجا از زحماتی که شورای محترم روستا و دهیار محترم جناب آقای خلیلی که بدون هیچ چشم داشتی در جهت خدمت به مردم روستا از هیچ چیزی دریغ نمی کنند تشکر میکنم و می خواهم یک خواهش داشته باشم با توجه به اینکه روستای ما که از بابت اتحاد و یک دلی در منطقه زبان زد خاص وعام است انجام چنین کاری  امکان پذیر است اهالی در چندین سالی که بنده با این سن وسالم به خاطر دارم در کارهای عمومی که به صلاح دید شورا یا هیات امنای مسجد به انجام رسیده از انجام کمک کم نگذاشتند با توجه به اینکه متاسفانه امر رسیدگی به  تحصیل کودکان و جوانان در الویت های اول خود مردم و مسئولین روستا قرار نداشته ولی خوشبختانه در چندین سال اخیر نسبت به قبل توجه بیشتری صورت می گیرد خواهش من این است که با توجه به وجود مکان های مناسب برای احداث کتابخانه مثلا خود ساختمان دهیاری و یا ساختمان خیریه که به کمک اهالی خریداری شد و فقط در مراسم ترحیم و برگزاری کلاس های قران خانم فتاحی استفاده  عمومی دارد  و یا گسترش کتابخانه مسجد که زمانی کتابخانه تقریبا بدی نبود ولی اکثرا کتابهای مذهبی موجود بود ولی با این حال  فکر نکنم در مسجد امکان گنجاندن  کتابهای علمی و .. باشد چون اجازه چنین کاری احتمالا سخت باشد و خواهش دوم اینکه با توجه به برگزاری کلاسهای زبان در موسسه مهر گجین که در ساختمان بهزیستی سابق برگزار شد و با استقبال خوب خانواده ها مواجه بود که حتی اعضا شورا ودهیاری محترم از جمله افرادی  بودند که به جهت کمک به بر پائی کلاس ها جزو اولین افرادی بودند که فرزندان خود را در این کلاس ها ثبت نام کردند و حال با وجود حمایت ها از این امر جا دارد به برگزاری انواع کلاسها در این مکان توسط موسسه یا در جاهای دیگر کلاسهای تقویتی برای دانش اموزان و کلاسهائی از قبیل مقدماتی کامپیوتر و کاربرد اینترنت و اشنائی با ان برای اهالی بزرگ سالی که تاکنون فرصت اشنائی با ان را نداشته اند .